الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

457

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

براى يزيد فرستاده بودند و امام عليه السّلام آنها را تصرّف فرموده و پس از كشته شدن آن حضرت سپاه ابن سعد غارت كردند ، چنان كه شرح آن بگذشت . ( 1 ) ابن عيينه از جدّهء خود روايت كرد كه : ساربانى با او اين خبر بگفت و اسپرك او خاكستر شده بود . و ناقه‌اى كشتند در گوشت او چيزى مانند موش ديدند و چون پختند مانند علقم تلخ بود و آسمان براى كشتن او سرخ شد و آفتاب بگرفت چنان كه ستارگان در نيمروز پديدار شدند و مردم گمان كردند قيامت برپا شد و هيچ سنگى بر نداشتند مگر زير آن خون سرخ تازه بود . و عثمان بن ابى شيبه روايت كرده است كه : آسمان پس از كشتن حسين عليه السّلام چنان سرخ بود كه از سرخى آن ديوار به نظر مىآمد به چادرهاى معصفر پوشيده است و ستارگان به يكديگر مىخوردند . و عصفر گل كافشه است . و ابن جوزى از ابن سيرين روايت كرده است كه : جهان سه روز تاريك شد آنگاه سرخى در آسمان پديد آمد . ابو سعيد گفت : هيچ سنگى بر نداشتند مگر زير آن خون سرخ تازه يافتند و آسمان خون باريد چنان كه مدّتها اثر آن در جامه‌ها پديدار بود پس از آن هوا بگشود . ( 2 ) و ثعلبى و ابو نعيم همان احاديث خون باريدن را نقل كرده‌اند و ابو نعيم بر آن افزوده است كه : چون بامداد برخاستيم حب‌ّها و كوزه‌ها پر از خون بود . و در روايتى است كه : مانند خون چيزى بر جامه‌ها و ديوارها يافتند در خراسان و شام و كوفه ، و اينكه سر حسين عليه السّلام را در سراى ابن زياد آوردند از ديوارها خون روان بود . و ثعلبى روايت كرده است كه : آسمان بگريست و گريهء آن سرخى آن است . و غير او گفت : كرانه‌هاى آسمان شش ماه سرخ شد پس از قتل آن حضرت و پيوسته پس از آن سرخى ديده مىشد . و ابن سيرين گفت : به ما خبر رسيد كه : اين سرخى كه با شفق است پيش از كشته شدن حسين عليه السّلام نبود . مترجم گويد : قول ابن سيرين حجّت نيست و آن را از معصوم نقل نكرده است و سرخى شفق را پيغمبر علامت وقت مغرب قرار داد بىخلاف و اين سرخى كه هنگام قتل سيد الشهداء عليه السّلام پديد آمد سرخى فوق عادت بود چنان كه سابقا بگذشت . و ابن سعدان گفت : اين سرخى در آسمان پيش از قتل آن حضرت ديده نشد . ابن جوزى گفت : و حكمت ظهور اين سرخى آن است كه ما چون خشم گيريم سرخى در رخسار ما